العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

363

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

خدا را در دلش و الا درك نمود بخاطر آن هر چه جز خداوند در نزد او زبون و كوچك گردد و شايسته‌تر كسى كه بايد چنين باشد آن كسى است كه نعمت بزرگوارى به دو داده و لطف و احسان خود را بوى ارزانى داشته راستش اين است كه نعمت خدا بر احدى بزرگ و شايان نشود جز اينكه حق خدا هم در برابر آن بر عهده او بزرگ و شايان گردد . راستى پليدترين حالات واليان و زمامداران نزد مردم شايسته اين است كه پندار شود افتخار طلبند و وضع آن واليان بر كبر و بزرگى بنياد شده و من بد دارم كه در پندار شماها بگذرد كه از مدح و ستايشم خوش آيد و سپاس خدا را كه من چنين نيستم و اگر بفرض دوست داشته باشم كه ثنايم گويند آن را براى فروتنى در پيشگاه خداوند وامىنهم بخاطر دريافت آنچه خداوند بدان شايسته‌تر است از عظمت و كبريائى . گروهى از مردم ستايش و قدردانى را پس از آزمايش و امتحان شيرين شمارند ، وظيفه‌ى شما در برابر من اين است كه بمحض اينكه من آمادگى خود را در برابر خدا و شما نسبت بپايدارى و رعايت حقوقى كه هنوز نپرداختم و واجباتى كه بناچار بايد اجرا شوند اظهار مىدارم شما مرا ستايش و مدح مكنيد با من با زبانى كه با زور گويان سخن ميگوئيد سخن مگوئيد از اظهار حقيقت و سادگى در برابر من خوددارى نكنيد ، چنان كه در برابر تازيانه‌كشان و فرماندهان ناحقى كه بىمحاكمه مردم را كيفر ميكنند خوددارى و محافظه‌كارى مىشود ، به ظاهر و پشت هم اندازى و چاپلوسى با من آميزش مكنيد ، مپنداريد در هيچ حقى كه به من گفته شود گرانى و نگرانى دارم ، مپنداريد در برابر آنچه كه وسيلهء اصلاح حال منست دنبال خودستائى و بزرگىطلبى هستم ، زيرا راستش اينست كه هر كس از شنيدن حقى كه به او گفته شود گران‌خاطر و نگران گردد يا اينكه از نشان دادن به عدالت به وى دلگران باشد ، عمل كردن به حق و عدالت بر او گرانتر آيد .